تبليغاتX
㋡هر چی که تو بگی㋡

㋡هر چی که تو بگی㋡

هیشکی نیس  :دی

18 روز دیگه کنکور دارم من

19روز دیگه نازیلا کنکور داره

برامون دعا کنین

عزت زیاد

نوشته شده در یکشنبه 22 خرداد1390ساعت توسط نازیلا و سوشیا| |

سلام.....

خب نازی داره میره یه شهر دیگه برا درس خوندن..... من که رفتم یه شهر دیگه

من تو فکر این بودم وبو بدم نازیو یه سال برم مرخصی.... تو یاهو نازی گفت سوشیا آپ کردم

خوندم دوساعت داشتم میخندیدم..... که بابا این سرعت عملش از من خیلی بیشتره

نازی پرید..... منم دارم میپرم...... وب پابرجا

ما که از نت نمیریم اما از این وب میریم چون آپ کردن وقت میخواد

دیشب هم هرچی گروپ بودو از آیدیم پاک کردم... یاهو هم دیلت

وب میمونه تا بعد از کنکور

تا اون موقع خدافظ همگی و موفق باشین

با پا نوشت: کار مدرسم به مشکل خورده.... یه دعا کنین برا من چون اگه کارم درست نشه فک کنم تا 2-3سالی دوستامو نبینم دیگه:(

                                                                                                                             سوشیا


بعدا نوشت: کارم درست شد..... برمیگردم مدرسه خودم دی و خرداد.... نامردا ۲۶۰تومن ازم شهریه گرفتن(نصف شهریه اصلی)... یکی نیس بگه فلان فلان شده واسه دوتا امتحانی که میخوام بیام اونجا بدم پول میگیرین؟

همشتون موفق باشین....این وب و دوستامونو فراموش نمیکنیم

نوشته شده در پنجشنبه 1 مهر1389ساعت توسط نازیلا و سوشیا|

سیلااااااام

چطورین؟؟؟؟؟

چ خبرا؟؟؟؟؟خوش می گذره یه مدت از نازی خبری نیس؟؟؟؟

بابا ما که گرفتاریم.گرفتار زن و بچه و....

اومدم به عرضتون برسونم که من یه مدت طولانی نیستم.خدا بخواد دیگه می خوام امسال خر بزنم در حد تیم اسپانیا!!!

به احتمال قوی واس درس و زندگی تنهایی پاشم برم زاهدان.به قول یکی از برو بچ برم ولایت

دلم خیلی واستون تنگ میشه.از همه کسایی که بیادمن و دیر به دیر بهتون سر میزنم معذرت میخوام.آپ کردم که دیگه ازم گلایه ای نداشته باشین!!!

خداوکیلی نازی همیشه بیادتونه!!!

حالا که تا اینجا اومدم بزار یه خاطره از شیطنتای دوران بچگمو هم واستون تعریف کنم.یکم شاد شین.البته کوتاه و مختصر تعریف میکنم.هه!!!

۲۰ اذر سال ۷۹ بود.اون موقع می رفتم آمادگی.توو مدرسه همه رو آ۳۰ کرده بودم.یادمه با سرویس می رفتم.زنگای آخر که سرویس دیر میومد بچه ها رو رو میز دراز می کردمو روشون عمل جراحی انجام میدادم.شاید همین کار باعث شد که برم رشته تجربی.خدایی کر خنده بود!یه روز بعد از ظهر که اومدم خونه بابام داشت می رفت ماموریت.مامانمم واسش چایی گذاشته بود و کتریو برداشته بود آورده بود وسط خونه.آقا چشتون روز بد نبینه من اومدم که از روی کتری بپرم  که از خوش شان۳۰ ما پام گیر کرد به دسته ی کتریو هرچی توش اب جوش بود خالی شد رو پامون. آقا اینقده می سوخت که میگفتی تو پام عروسی بود.   دیگه مارو برداشتن بردن بیمارستان وباند پیچی شده برگشتیم خونه.هنوزم که هنوزه آثارش به طور کاملا واضح رو پای مبارکم هست.تازه خیلی هم ضایعست.

اینم خاطره ی ما.امیدوارم خوشتون بیاد.مواظب خودتون باشین.دوستون دارم.بای تا تابستون ۹۰.

نازیلا

نوشته شده در چهارشنبه 31 شهریور1389ساعت توسط نازیلا و سوشیا| |

سوال 1 : اگه شما خانم حامله ایArabic Veil رو بشناسين كه در حال حاضر هشت تا بچه ی كور و كچل معلول داره ، آيا موافقين اين خانم سقط جنين بكنه كه يه بچه ی ديگه به كور و كچلهای اين دنيا اضافه نشه؟

در ضمن لازم به ذكره كه از هشت تا بچه ی اين خانم ، سه تاشون كر و لال هستن و دو تاشون هم نابينا هستن و يكيشون هم عقب افتادگی ذهنی داره و خود خانم هم مبتلا به سيفليس مزمن هست! ... به نظر شما بهتر نيست اين خانم جنين رو سقط كنه؟

سوال 2 : اگه قرار باشه از بين سه تا كانديدای زير برای رياست جمهوری يكی رو انتخاب كنين ، كدومشونه؟

الف - كانديدای اول با سياستمداران و سياست بازان حقه باز و بدكاره و لجاره و قالتاق و مفت خور و بدنام ، بده بستون داره و اهل فال بينی و پيش گويی و استخاره و اين مزخرفات هم هست ... روزی 8 الی 10 ليوان مارتينی می خورهCoffee و هوف و هوف سيگار برگ می كشه.

ب - كانديدای دوم تا لنگ ظهر می خوابه ، ترياك می كشه و هر شب نيم بطر ويسكی می خوره.

پ - كانديداری سوم يه قهرمان جنگه ... گوشت نمی خوره ، سيگار نمی كشه ... گاه گداری يه ليوان آبجو می خوره و اهل زن بازی و حقه بازی های ديگه هم نيست.

شما كدوم يكی رو روانه ء كاخ رياست جمهوری می كنين؟

جدا فک کنین بعد برین پایین

.

.

.

.

.

و اما توضيحات

الف - كانديدای اول فرانكلين روزولت است (بود)

ب - كانديدای دوم وينستون چرچيل است (بود)

پ - كانديدای سوم آدولف هيتلر بود

در مورد سوال 1 هم اگه شما به سقط جنين اون خانم حامله جواب مثبت دادين ، از تولد بتهوون جلوگيری كردين!

نتيجه اخلاقی اينكه : زياد با فكر كردن خودتون رو خسته نكنين! خيلی وقتا چيزايی كه با تفكر ، صحيح تشخيص ميدين ، غلط ترين راه هستن ! در آخر هم باید اضافه کنم که تحت هیچ شرایطی نباید توکل به خدای مهربونمون و  فراموش کنیم

منبع: سهیل خان

سلام خوبین؟ نیستین برین دکتر.... چرا به من میگین؟(نازی جون بیا شکلک بزار عزیزم)

خب عیدتونم مبارک.... از امروزهم بخور بخورا دیگه شروع شد نه؟

موفق باشین فقط نترکونین خودتونوهااااااااا

لینک دانلود چندتا از موزیکایی رو که خودم خیلی دوس دارمو میزارم..... هرچند فکر کنم اکثرا دارین ولی میزارم برا اونایی که ندارن:

جاستین بیبر:  never say never .......... eenie meenie ......... never let u go .......... baby

سلنا:naturally

اینم غمیگنه و جدید نیس اما قشنگه: رضا شیری

خب دیگه موفق باشین.... مدارس داره کم کم شروع میشه

خوش به حال خودم.... غیرحضوری برداشتم و کلاس کنکور میرم.... نازی جونم مدرسه خوش بگذره هه هه

سوشیا

نوشته شده در جمعه 19 شهریور1389ساعت توسط نازیلا و سوشیا|

خدایا......

این شبها چشمهایم خسته است

گاهی اشک....گاهی انتظار

به چشمهای خسته ی من نگاه کن

به چشمهای خسته از بی قراری

به چشمهای گریان

چشمهایی که روح کودکانه اشان هنوز هم با تو آشناست و تو را بهانه می گیرد

و من با چشمهایی پراز  اشک و انتظار

در این دریای بحران

به انتظار کشتی نجات تو می مانم

* تو این شبا منو نازی هم دعا کنین.... ماهم شمارو دعا مکنیم

* منبع این شعر سجاد.... از خودش

عکس جالب از قران به سر گذاشتن یه پسرک ! Funny pictures

هرچی دنبال عکس گشتم پیدا نکردم... این کوچولوئه خیلی باحاله:-|

نوشته شده در سه شنبه 9 شهریور1389ساعت توسط نازیلا و سوشیا|